«درباره شکل گیری تدریجی افکار در ضمن صحبت»

هنگامی که میخواهی چیزی را بدانی و این چیز با تامل امکان پذیر نمیشود، دوست عزیز باهوش من، به تو پیشنهاد میکنم که با آشنای دیگر خود که با او برخورد میکنی، در این باره صحبت کن. نیازی نیست که او ذهنی عمیق نگر داشته باشد و منظور من این نیست که تو در این مورد از او سؤال کنی و پاسخ را از او بخواهی. نه! برعکس تو باید مشخصا همه چیز را برای او تعریف کنی و اجازه دهی افکارت به جریان بیافتند... اشتها با غذا خوردن میاید، و اگر این جمله را بازنویسی کنیم، میشود: ایده با صحبت میاید.
(برگرفته از مقاله هاینریش فون کلایست).

انسان شروع به صحبت میکند و ناگهان درمیابد که چگونه در حین صحبت افکار جدیدی ایجاد شده است. مسئله ای که قبلا در آگاهی وجود نداشته است، با فعال شدن گفتار ایجاد میشود و ناگهان انسان از ایده جدیدش شگفت زده میشود.
یک شرط برای شکل گیری تدریجی افکار حین صحبت، در واقع این است که محیط آرام باید به هر جهت فراهم شود.یعنی گوینده باید به فرد یا افرادی که در مقابل او هستند، بتواند اطمینان داشته باشد. حتی هنگامی که کاملا بی معنی صحبت میکند، برای او باید خطری وجود نداشته باشد. به این خاطر صحبت میان افرادی که به یکدیگر علاقه دارند، به خصوص، میتواند خلاقانه باشد. زیرا علاقه، «کنترل های مرزی» عقلانی را از میان میبرد و انسان میتواند راحت و علنی صحبت کند. به نظر طبیعی میرسد که فرد دیگری که به صحبت من گوش میکند و یا من برای او مینویسم، فکر مرا تحریک میکند.



مرزهای آگاهی. ارنست پوپل