416


درد اینجاست که ،
فرداها همه یکسانند !...


چارلز بوکفسکی

400


بیشتر آدم‌های دنیا دیوانه بودند. آن بخشی هم که دیوانه نبودند، عصبی بودند. آن بخش هم که دیوانه یا عصبی نبودند، احمق بودند.
***
اغلب بهترین قسمتهای زندگی زمانی بوده اند که هیچ کاری نکرده ای و نشسته ای درباره ی زندگی فکر کرده ای. منظورم اینست که مثلن می فهمی که همه چیز بی معناست، بعد به این نتیجه می رسی که خیلی هم نمی تواند بی معنا باشد. چون تو می دانی بی معناست و همین آگاهی تو از بی معنا بودن، تقریبن معنایی به آن می دهد.

می دانی منظورم چیست؟ بدبینی خوش بینانه



عامه پسند. چارلز بوکوفسکی

394

صبر کردیم و صبر کردیم. همه مان. آیا دکتر نمی دانست یکی از چیزهایی که آدم ها را دیوانه می کند همین انتظار کشیدن است؟ مردم تمام عمرشان انتظار می کشیدند. انتظار می کشیدند که زندگی کنند. انتظار می کشیدند که بمیرند. توی صف انتظار می کشیدند کاغذ توالت بخرند. توی صف برای پول منتظر می ماندند و اگر پولی در کار نبود سراغ صف های درازتر می رفتند. صبر می کردی که خوابت ببرد و بعد هم صبر می کردی تا بیدار شوی. انتظار می کشیدی که ازدواج کنی و بعد هم منتظر طلاق گرفتن می شدی. منتظر باران می شدی و بعد هم صبر می کری تا بند بیاید.منتظر غذا خوردن می شدی و وقتی سیر می شدی بازهم صبر می کردی تا نوبت دوباره خوردن برسد. توی مطب روان پزشک با بقیه ی روانی ها انتظار می کشیدی و نمی دانستی آیا تو هم جزء آن ها هستی یا نه.



عامه پسند. چارلز بوکفسکی. پیمان خاکسار 

341


رفته بودم یه قدمی تو بلوار هالیوود بزنم.

یهو دیدم یه سگِ گنده ی سفید داره پا به پا همراهیم می کنه.

با همدیگه منتظرِ روشن شدن چراغ عابرِ پیاده شدیم.

یه زن بهمون لبخند زد.

با همدیگه از عرضِ خیابون گذشتیم.

شاید چیزی حدود هشت چهارراه را پا به پام اومد.

بعد من رفتم توی یه مغازه.

وقتی اومدم بیرن رفته بود.

سگِ بی نظیرِ سفید با اون رگه های زرد روی موهاش...

دیگه نبودِش!

چشمای درشتِ آبی ش دیگه نبودن!

دهانِ بازیگوشش دیگه نبود!

زبونِ آویزونش دیگه نبود!

 

چیزا چه ساده از دست می رن.

انگار هیچ چیز را نمی شه برای همیشه نگه داشت.

غمگین شدم.

حالم گرفته شد.

اون سگ منو دوست داشته بود و به من اعتماد کرده بود...

گذاشتم بره

به همین سادگی


چارلز بوکوفسکی

337


ما برای رنج کشیدن آفریده شده ایم
ولی به دنبال لذت بردن می گردیم
باید قبول کنیم تنها راه ادامه دادن
لذت بردن از رنج هایی ست که می کشیم.



"چارلز بوکوفسکی"

252


 هميشه از ما در خواست مي كنند

تا نقطه نظر ديگران را

درك كنيم

مهم نيست هر چقدر هم كه

كهنه

ابلهانه و يا

نفرت انگيز باشد. 

 


مهربان باش. بوکوفسکی. لیلا مسلمی

239


تاس رو بنداز

اگه مي خواي امتحان كني،

برو تا ته خط.

اگر نه همون بهتر كه شروع نكني.

 

اگر مي خواهي امتحان كني،

 بروتا ته خط.

شايد قيمتش از دست دادن

دوست دخترهات، زن هات، فك وفاميلت، شغلت

يا شايد عقلت باشه.

 

تا ته خط برو.

شايد قيمتش سه چهار روز گرسنگي باشه.

شايد هم يخ زدن رو نيمكت پارك.

شايد قيمتش زندان رفتن باشه،

ريشخند،

تحقير

يا گوشه گيري .

انزوا جايزه اته ،

و بقيه اش امتحان صبر و بردباريت،

 امتحان مصمم بودنت .

تو پيش مي روي

عليرغم طرد شدن ها

و بدترين بلاها

و مي بيني كه بهتر از هر چيز ديگري است

كه رويايش را در سر مي پروراندي.

 

اگر قرار است امتحان كني،

بروتا ته خط.

هيچ حس ديگه اي به پايش نمي رسه.

با خدايان تنها خواهي بود

و شبهايت را

شعله هاي آتش

روشن خواهند كرد.

 

برو، ادامه بده، برو

تا ته خط.

تا ته خط.

 

به پشت زندگي سوار شو،

و تا مرزهاي قطعي شادي بتاز،

اين تنها مبارزه با ارزشي است

كه وجود دارد.



تاس رو بنداز. چارلز بوکفسکی

187



بهترین‌ها

معمولا با دست‌های خودشون

قال زندگی خودشونو می‌کنند

فقط برای اینکه خلاص بشن


و اون‌هایی که باقی می‌مونن

حتی ذره‌ای به عقل‌شون نمی‌رسه

که چرا همه دارند خودشون رو

از دست اونا خلاص می‌کنن



علت و معلول. چارلز بوکوفسکی




169


ازموعظه گران بپرهیزید
از آنان که ادعای دانستن دارند بپرهیزید
از آنان که کتاب را بر زمین نمی گذارند بپرهیزید
... حتا از آنان که از فقر بیزارند یا به آن افتخار می کنند بپرهیزید
از آنان که تملق تان می گویند بپرهیزید
چرا که در برابرش تملق می خواهند
از آن هایی که همه چیز را بازرسی می کنند بپرهیزید
آن ها از چیزهایی که نمی دانند وحشت دارند
از آنان بپرهیزید که به دنبال جمع های وفادار می گردند
چون خود به تنهایی هیچ اند
از زنان و مردان میانه حال بپرهیزید
از عشق شان بپرهیزید
عشق شان جستجوی میان مایه به دنبال میان مایه است
ولی نبوغی در نفرت شان هست
آن قدر که تو را بکشند
که همه را بکشند
تنهایی را نمی خواهند
تنهایی را درک نمی کنند
تلاش می کنند همه چیز که با ایشان فرق دارد را
نابود کنند
توان آفریدن هنر ندارند
هنر را درک نخواهند کرد
اگر در آفریدن چیزی شکست بخورند
تقصیرش را به گردن دنیا می اندازند
وقتی نمی توانند با تمام وجود عشق بورزند
عشق شما را ناکامل می دانند
آن وقت از شما متنفر خواهند شد
و نفرت شان تمام عیار است
مثل یک الماس درخشان
مثل یک چاقو
مثل یک کوه
مثل یک ببر
مثل شوکران

این است والاترین هنرشان



سوختن در آب غرق شدن در آتش. چارلز بوکوفسکی. پیمان خاکسار

49


همیشه یک نفر هست که روز آدم را خراب کند، البته اگر به قصد نابودی کل زندگی ات نیامده باشد.

.

تصمیم گرفتم تا ظهر توی رختخواب بمانم . شاید تا آن موقع نصف آدم های دنیا بمیرند و مجبور باشم فقط نصف دیگرشان را تحمل کنم .



عامه پسند. چارلز بوکفسکی. پیمان خاکسار