458


اگر یك روز، یك ساعت، ناگهان همه چیز بخواهد به یك چیز تبدیل شود،

برترین آن ها مهر ورزیدن است.


داستایوفسكی

417


بالاتر از همه چیز، به خودت دروغ نگو . کسی که به خود دروغ می گوید و به دروغ خود گوش می دهد به نقطه ای میرسد که نمی تواند حقیقتی را که درون اوست و یا اطراف اوست را از هم تشخیص دهد، و به همین ترتیب تمام احترام برای خود و برای دیگران را از دست می دهد. و با نداشتن احترام برای خود و دیگران عشق ورزیدن متوقف میشود.


برادران کارامازوف. فئودور داستایوسکی

353


انسان عبارتست از موجودی که به همه چیز عادت می کند.



خاطرات خانه مردگان. داستایوفسکی

283



از آزادی نامحدود شروع می‌کنم و می‌رسم به استبداد نامحدود.



شیطان‌ها. داستایوفسکی

195


ترس نتیجه ی هرگونه دروغ است.



برادران  کارامازوف. فئودور داستایوفسکی. صالح حسینی

194


من هیچ نمی فهمم، من دیگر هیج نمی فهمم. سرش داد زدم که «تو هیچ می فهمی، هیچ می فهمی که اگر شما گیوتین را به جلو صحنه آورده اید و آن را با این شادمانی و افتخار برافراشته و به آسمان رسانده اید فقط برای این است که بریدن سر از همه کار آسان تر است و پروردن اندیشه در سر از همه کار دشوارتر. شما تنبلید، پرچم شما کهنه پاره ای نیست، نماد ناتوانی. این ارابه ها...» شعارشان چه بود؟ «آواز ارابه هایی که نان برای بشریت حمل می کنند مفیدتر از مریم سیکستین است.» درست یادم نیست شعارشان، جفنگی از همین دست. سرش داد زدم: «ولی آخر تو می فهمی، می فهمی که بشریت در کنار سعادت به بدبختی هم احتیاج دارد؟ و درست به همان اندازه خوشبختی؟«

 


شیاطین. فئودور داستایفسکی

118


یک آدم بی‌سروپای مفلوک را بگذارید پشت یک میز، یا یک باجه که بلیط راه آهن یا چیز بی‌مقداری مثل آن را بفروشد. همین آدم مفلوک فورا خود را محق می‌داند که خدایی کند و به شمایی که می‌روید بلیط بخرید از تارک تخت جبروت خود به چشم تحقیر نگاه می‌کند.



شیاطین. فئودور داستایوسکی. علی اصغر خبره‌زاده

1


خاطرات چه شیرین و چه تلخ، همیشه منبع عذاب هستند؛ اما حتی این عذاب هم شیرین است و وقت‌هایی که دل آدم پر است، بیمار است، در رنج است و غصه دار آن وقت خاطرات‌تر و تازه‌اش می‌کنند، انگار که یک قطرۀ شبنم شبانگاهی که پس از روزی گرم از فرط رطوبت می‌افتد و گل بیچارۀ پژمرده را که آفتاب تند بعد از ظهر تفته‌اش کرده شاداب می‌کند.



بیچارگان. فئودور داستایوفسکی. خشایار دیهیمی