برخی نظام‌های تضاد گرا معتقدند که آسیب روانی از تعارض‌های درونی ناشی می‌شوند. ما در مورد آن‌ها از اصطلاح تعارض‌های درون فردی استفاده خواهیم کرد بدین معنی که تعارض‌ها نیروهای رقیبی درونِ فرد هستند، مانند تعارض بین امیال مستقل بودن و ترس از ترک کردن خانه. نظام‌های درمانی دیگر روی تعارض‌های میان فردی تمرکز می‌کنند، مانند اختلاف نظر دائمی زنی که دوست دارد پس انداز کند با مردی که مایل است خرج کند. گروه دیگری از درمان‌ها عمدتا" روی تعارض‌هایی تاکید می‌کنند که بین فرد و جامعه روی می‌دهند. ما این تعارض‌ها را تعارض‌های بین فرد و جامعه می‌خوانیم؛ نمونه آن تنش فردی است که می‌خواهد آشکارا زندگی هم جنس گرایانه داشته باشد ولی نگران انزوایی است که می‌تواند از بدگمانی جامعه نسبت به هم جنس گرایی ناشی شود.

در مدل درمانی یکپارچه نگر فرض می‌شود که درمانجویان مختلف کژکاری‌هایی دارند که تعارض‌هایی در سطوح مختلف عملکرد شخصیت ناشی می‌شوند. برخی افراد تعارض‌های درون فردی دارند و برخی تعارض‌های میان فردی و دیگران با جامعه در تعارض هستند. برخی تعارض‌های خود را حل کرده و به دنبال این هستند که چگونه می‌توانند به بهترین وجه وجود ارضاکننده تری را بیافرینند.

تعارض‌های در سطح درون فردی: ۱. اضطراب‌ها و دفاع‌ها ۲. مشکلات عزت نفس ۳. مسئولیت شخصی

تعارض‌های میان فردی: ۱. صمیمیت و امیال جنسی ۲. ارتباط ۳. خصومت ۴. کنترل دیگران

تعارض‌های بین فرد و جامعه: ۱. سازگاری در برابر فراروندگی ۲. کنترل تکانه

فرا‌تر رفتن از تعارض و رسیدن به خرسندی: ۱. یافتن معنی در زندگی ۲. فرد آرمانی




نظام‌های روان درمانی. جیمز پروچاسکا-جان نورکراس. یحیی سید محمدی


پ. ن: توجه به این مسئله مهم است که ابتدا باید تعارض‌ها رفع شوند سپس برای رسیدن به رضایت درونی و خرسندی عمل کرد. انجام همزمان این چند، نتیجه موفقی نخواهد داشت.