35


در جوامع ابتدایی زمان وجود ندارد. در این گونه جوامع، این پرسش که آیا زمان وجود دارد یا نه مفهومی ندارد. زمان چیزی جز آهنگ فعالیت‌های جمعی تکراری (آداب کار و جشن‌ها) نیست. زمان از این فعالیت‌ها جدایی ناپذیر نیست تا بتواند در آینده‌ای پیش بینی شده و کنترل شده فرافکنده شود. زمان فردی نیست و‌‌ همان آهنگ مبادله است که در جشن به اوج می‌رسد. نامی بر روی آن نمی‌توان گذاشت، زمان با افعال مبادله و با چرخه انسان‌ها و طبیعت در هم می‌آمیزد. در نتیجه، زمان حالت پیوندی دارد. اما مقید نیست و این پیوند با آزادی در تقابل قرار می‌گیرد. زمان دقیقا حالت نمادین دارد، یعنی به لحاظ انتزاعی جدایی ناپذیر است. می‌توان گفت که زمان نمادین است و در نتیجه، معنا ندارد: در اینجا زمان‌‌ همان حالت پول را پیدا می‌کند. مقایسه زمان با پول برای تحلیل زمان ما اساسی است و می‌تواند به معنای گسست معنادار بین زمان کار و زمان آزاد باشد. این گسست از اهمیتی تعیین کننده برخوردار است، زیرا گزینه‌های بنیادی جامعه مصرفی بر مبنای آن استوارند.


جامعه مصرفی. ژان بودریار. پیروز ایزدی

25

«این که می توان بطری ها را به دور انداخت, آیا خود حکایت از عصر طلایی نمی کند؟» یکی از مهم ترین مضامین فرهنگ عامه که توسط رایزمن و مورن مورد تحلیل قرار گرفته, این نکته را در فرمی حماسی مطرح می کند: قهرمانان مصرف. امروزه, دست کم در غرب, زندگی نامه های پرشور قهرمانان تولید جای خود را به قهرمانان مصرف داده است. زندگی مثال زدنی «مردان خودساخته» و بنیان گذاران, پیش گامان, کاشفان و مستعمره نشینان که پس از قدیسین و مردان تاریخ ساز بیش از همه مورد توجه بودند, اینک جای خود را به شرح احوال ستارگان سینما, ورزش, چند شاهزاده یا فئودال های بین المللی داده است که در یک کلام در زمرۀ اسراف کنندگان بزرگ قرار دارند (حتی اگر ضرورت ایجاب کند, آن ها اغلب در حالت بی تکلف در زندگی روزمره و در حال خرید و غیره نشان داده می شوند.)

 

جامعۀ مصرفی. ژان بودریار. پیروز ایزدی.

18


‌‌ همان گونه که زن و بدن در بردگی شریک بودند، رهایی زن و رهایی بدن نیز به لحاظ منطقی و تاریخی به یکدیگر وابسته‌اند. این رهایی امروزه به اوج خود رسیده، زیرا زن که قبلا به لحاظ س.ک.س به خدمت گرفته شده بود، امروز به لحاظ س.ک.س «آزاد» می‌شود؛ این سردرگمی غیرقابل بازگشت تعمیق پیدا می‌کند، زیرا زن هرچه بیشتر «آزاد» شود بیشتر با بدن خود اشتباه گرفته می‌شود. اما این آزادی تحت چه شرایطی تحقق می‌یابد: در واقع زنی که به ظاهر آزاد شده، با بدنی که به ظاهر آزاد شده اشتباه گرفته می‌شود.

زنان و جوانان و بدن پس از هزار سال بردگی و بی‌توجهی، انقلابی‌ترین امکان بالقوه را پدید آورده‌اند و در نتیجه اساسی‌ترین خطر برای نظم موجود به حساب می‌آیند، به عنوان «اسطورۀ رهایی» جذب و بازیابی شده‌اند. در این رهایی صوری و مبتنی بر خودشیفتگی موفق می‌شوند مانع از آزادی واقعی آنان شوند.همین طور با نسبت دادن شورش به جوانان (جوانان=شورش) با یک تیر به دو هدف می‌زنند: خطر شورش منتشر در کل جامعه را با تخصیص آن به یک طبقه خاص دفع می‌کنند، و این طبقه را با محدود کردن آن در یک نقش خاص یعنی شورش‌گری خنثی می‌کنند. دایرۀ خبیث قابل تحسینِ «رهاییِ هدایت شده» چیزی است که برای زنان تدارک دیده شده است: زن از رهگذر آزادی جنسی به «مصرف» می‌رسد و آزادی جنسی از رهگذر زن «مصرف» می‌شود.
 این بازی با کلمات نیست. یکی از سازوکارهای بنیادی مصرف، استقلال صوری گروه‌ها، طبقات و کاست‌ها بر مبنا و به لطف استقلال صوری نظام‌های نشانه‌ای یا نقش هاست.


جامعۀ مصرفی (اسطوره ها و ساختارها). ژان بودریار. پیروز ایزدی