426


چه فرق می‌کند صد سال دیگر

اسم این دقیقه چه بوده

حس این هوا چه بوده

منظور این واژه چه بوده است

لبریز، تگری، آرام

آرام آرام، فالی بزن دختر

بی‌خیالی خالص آدمی هم

هوش خاصی می‌خواهد.



علی صالحی

66


گاهی آن قدر بدم می‌آید

که حس می‌کنم باید رفت

باید از این جماعتِ پرگو گریخت

واقعا می‌گویم

گاهی دلم می‌خواهد بگریزم از اینجا!

حتی از اسمم! از اشاره، از حروف

از این جهانِ بی‌جهت، که مَیا، که مگو، که مپرس

گاهی دلم می‌خواهد بگذارم بروم بی هر چه آشنا

گوشه دوری گمنام

حوالیِ جایی بی اسم

بی اسمِ خودم اشاره به حرف

بی حرفِ دیگران، اشاره به حال

بعد بی هیچ گذشته‌ای

به یاد نیاورم از کجا آمده؟ کیستم؟ اینجا چه می‌کنم؟

بعد بی هیچ امروزی

به یاد نیاورم، که فرقی هست، فاصله‌إای هست، فردایی هست

گاهی واقعا خیال می‌کنم

روی دست خدا(مادر) مانده‌ام

خسته‌اش کرده‌ام

راهی نیست

باید چمدانم را ببندم

راه بیفتم، بروم

و می‌روم

اما به درگاه نرسیده از خودم می‌پرسم

کجا ؟

کجا را دارم؟! کجا بروم؟


علی صالحی