... از روایت خسته شده‌ام ... شاید آدم باید همیشه چیزهای تازه‌ای برای گفتن بیابد، زیرا زندگی ادامه دارد. باید سبک روایی مطلوبی آفرید. البته ایده‌های جدید مرتب به ذهنم می‌آیند... باید با چیزهای تازه‌ای روبرو شوم. به دوران حادثه‌جویی و آغاز نزدیک شوم، دورانی که گمان می‌کنم منزوی و دردناک باشد. با این حال تنهایی برای نوشتن کتابی تازه خوب است. در گذشته برای نوشتن مثل این بود که هر جمله را با تبر از درون سنگ بیرون می‌آورم. حالا ذهنم بسیار شتاب‌زده و بی‌صبر است و از بعضی جهات بی‌تاب ...


یادداشت‌های روزانه‌ی ویرجینیا وولف. خجسته کیهان