411
بزرگترین و صمیمی ترین تعصب ها ما را از دورویی ایمن نمی دارد. آشکارترین گناهان با هراسی نهانی و آزاری درونی همراه است.
چه اباطیل فاحشی در حکمت الهی که گاه هوشیارترین و فرهیخته ترین مردان باورشان نداشته اند. چه اصول دینی سخت گیرانه ای که حتی شهوت پرست ترین و هرزه ترین مردمان آنها را نپذیرفته اند! نادانی ما در دلبستگی است: تجربه، درستی این ضرب المثل را بر ما ثابت کرده است. قومی را بجویید که از دین یکسره بی بهره باشد. اگر هرگز چنین قومی را بیابید، بی گمان باشید که از ددان چند گامی بیش دور نیست. چه چیز پاکتر از آن قواعد اخلاقی که در برخی از این مکاتب مندرج است؟ و چه چیز تباه تر از کردارهایی که از این مکاتب برخاسته است؟ چشم اندازهای آرامی که عقیده به زندگی در جهان دیگر پیش دیدگان ما می گشاید مستی بخش و شادی آورند ولی چه زود با ظهور هراسهای آن که سلطه ای استوارتر و برنده تر بر جان آدمی دارند ناپدید می شوند.
اینها همه سراسر، معمایی و رازی نگشودنی است. شک و تردید و درنگ در داوری، به ظاهر، تنها نتیجه موشکافانه ترین پژوهش های ما درباره این موضوع می نماید. اما خرد آدمی چندان سست و نیروی سرایت عقاید به آن پایه مقاومت ناپذیر است که حتی این شک تعمدی را نیز نتوان در دل نگه داشت. آیا نه اینست که دامنه اندیشه خود را گسترده تر کردیم و با نهادن یک گونه خرافه در برابر گونه دیگر آنها را به ستیزه با هم واداشته ایم، و همانگاه در میانه خشم و کشمکش آنها، خود شادمانه به دیار آرام و اگر چه تاریک حکمت گریخته ایم؟
تاریخ طبیعی دین. دیوید هیوم. حمید عنایت