بنیان‌گذاران مذاهب و افرادی نظیر آن‌ها پیوسته فاقد صراحت بوده‌اند. آن‌ها شناخت تجارب زندگی خویش را مهم تلقی نمی‌کردند. «من در مجموع چه تجربه‌ای در زندگی به دست آوردم؟ در آن تجربه در درون و اطراف من چه اتفاقی رخ داد؟ آیا عقل من به اندازه کافی رسا بود؟ آیا اراده من تواناست که در برابر نیرنگ حواس مقاومت ورزد و در برابر تصورات خیالی با شجاعت ایستادگی کند؟» هیچ‌یک از این بنیان‌گذاران چنین پرسش‌هایی را مطرح نکرد و تا کنون هیچ‌یک از اندیشمندان برجسته مذهبی نیز چنین پرسش‌هایی را مطرح نکردند. آن‌ها بیشتر تشنه چیزهایی هستند که مغایر با عقل است و نمی‌خواهند در ارضای این عطش، سختی چندانی تحمل کنند. به همین خاطر آن‌ها معجزات و زایش دوباره را تجربه می‌کنند و صدای فرشتگان را می‌شنوند. اما سایرین، یعنی ما، که بس تشنه عقلیم، می‌خواهیم تجارب زندگی خویش را همانند یک آزمایش علمی در هر ساعت و هر روز به دقت بررسی کنیم. ما می‌خواهیم خود آزمایش خویش باشیم، می‌خواهیم خود موضوع آزمایش خویش قرار گیریم.


حکمت شادان. فریدریش نیچه. جمع مترجمین